قضیه ظاهرا از این قرار است که ناصرالدین شاه –که عملا از متجددترین و هنر دوست ترین امرای ایران (و البته در نیمی از دوران سلطنتش قسمت هایی از انیران) بوده است- از کریم شیره ای وجه تسمیه " عذر بدتر از گناه" را جویا می شود. برادر طناز ما جواب می دهد که فعلا پاسخ دادن به این سوال جایز نیست و سر فرصت جواب شاه را خواهد داد. شب یا عصر در مجلس رسمی شاه ناگهان انگشتی به مقعد مبارک شاهانه می رساند و ناصر الدین بر آشفته فریاد می زند: " مردکه پدر سوخته چه غلطی می کنی؟" . کریم هم من باب عذر بدتر از گناه می گوید: " قربان غلط کردم. به خیالم که مهد علیا است!"
حالا حکایت ماست. پیشتر تنها بودم و دل و دماغ کاری نبود و در نتیجه بلاگ را به صورت یومیه آپ می کردم و حالا به میمنت حضور خانواده حوصله از کف رفته دیگر بار به دست آمده و دیگر مجال آپ شدن دست نمی دهد. به هر طریق هر کس عذری برای کارهایش دارد.
باری چند روز پیش کتابی در زمینه احکام پزشکی به دستم رسید که حیفم آمد دوستان عزیز و اطبای گرامی هم میهن و مسلمان از دانستن آن محروم بمانند. هر چند به واسطه زندگی و تربیت در دارالعباده ی ایران عموم این احکام برای یاران بزرگوار شناخته شده و مورد احترام است اما در هر حال ذکر مجدد آن خالی از لطف و منفعت نخواهد بود. چنان چه در زیر می بینید در تک تک احکام صادره بر رعایت حقوق بیمار و طبیب تاکید شده است. البته سوال آخر بر حفظ استریلیتی تکیه می کند:
س در صورتى که فتاواى مراجع با عملكرد و گفتار بعضى از رؤساى بيمارستانهاى آموزشى یا آزمایشگاهها مطابق نباشد، تكليف دانشجویانى که موظّف به اجراى دستور اساتيد و پزشكان در امر معاینه اند، چيست؟ آیا باید از اساتيد تبعيّت آنند یا خير؟
ج بر مكلّف واجب است آه طبق فتواى مرجع تقليد عمل آند و خلاف آن جايز نيست، مگر اينكه خود، مجتهد يا محتاط باشد . بنابراين، تبعيّت در کار خلافِ شرع، حرام، و نهى از منكر، واجب است، مگر آنكه تخلّف، باعث حَرَج و مشقّت باشد و سبب گردد که اذيّت شوند که در اين صورت، به حكم نفى حَرَج و نبودن مشقّت در اسلام و اينكه اسلام، دين سهولت است، مانعى ندارد; ليكن در عين حال به قدر ضرورت و نياز، اکتفا شود.
س با توجّه به مراجعه زنان به برخى پزشكان مرد و آثار روانى مترتّب بر آن، آیا بر زنانى که استعداد یادگيرى علوم پزشكى مربوط به زنان را دارند، واجب است آه این علوم را یاد بگيرند؟
ج ياد گرفتن و تعلّم علوم پزشكى براى معالجه، مانند بقيّه علوم و صنايعِ مورد احتياج جامعه، واجب کفايى است و در اين وجوب، بين زن و مرد، فرقى نيست ; و امّا وجوب شرعى براى خاصّ زنان تا بانوان بيمار دچار آثار روانى ناشى از مراجعه به مردان و ارتكاب امر جايز به حكم حاجت واضطرار نشوند، دليلى ندارد ; ليكن براى حفظ عفاف و ايجاد آرامش روانى براى بانوان بيمار و حفظ عظمت جمهورى اسلامى، فراگيرى علوم پزشكى براى زنان، امرى مطلوب است.
س در بعضى از بيمارستانها، دانشجویان به دليل اینكه باید دوره آشنایى با کارهاى طبابت را عملا بگذرانند، از بيماران معاینه به عمل مى آورند و قصدشان هم تعليم امور درمانى است . آیا در صورت عدم رضایت بيماران، مى توان آنان را به معاینه مجبور کرد ; مانند اینكه پزشك معالج به بيمار بگوید اگر از معالجه توسط دانشجویان ممانعت به عمل آورد، او را درمان نخواهد نمو د؟ اگر اقدام یاد شده در مورد ضرورت تعليم،
بدون اشكال است، مورد ضرورت را توضيح دهيد.
ج اگر ممانعت به نحو مرقوم، جزو مقرّرات و برنامه هاى بيمارستان است، قطعاً مانعى ندارد ; امّا اگر پزشك معالج، خود مى خواهد چنين ممانعتى را بنمايد، و خلاف مقرّرات هم نباشد و تعليم و تعلّمى که حفظ جان انسانها و معالجه آنها بر آن مترتّب است، بر آن معاينه متوقّف باشد، نه تنها معاينه بر دانشجو واجب است، بلكه بر بيمار هم واجب است آه خود را در معرض آن قرار دهد، و اگر حاضر نشد، اجبار به طريق مرقوم که در حقيقتْ اجبار هم نيست، بلكه استفاده پزشك از معلومات و اختيارات خودش است، مانعى ندارد و پزشك با اين تهديد به ممانعتش از معالجه، به هر دووظيفه خود، که معالجه و حفظ جان انسانها و پيشرفت در علم پزشكى است، عمل نموده است.
س این جانب مبتلا به نوعى آلرژى هستم . در هنگام تستِ بدن، آمپول را در داخل بدنم فرو مى آنند و سپس بيرونمى آورند. آیا سرِسوزن این آمپول پاك است؟
ج اگر سوزن، وسيله اِماله و مانند آنها در بدن فرو رود و در داخل بدن با نجاست برخورد آند، در صورتى که پس از بيرون آمدن، به نجاست آلوده نباشد، پاك است.
+ نوشته شده توسط خودم در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت
10:44 |