تبليغاتX
ترانه های غربت

این شعر رو فقط باید به عنوان یک نظم بی‌ نظیر و سهل و ممتنع خوند و لذت برد:

" بفرمود و در هم شکستند خورد    /   مبدل شد آن عیش صافی به درد

شکستند چنگ و گسستند رود      /   به در کرد گوینده از سر سرود

به میخانه در سنگ بردن زدند         /   کدو را نشاندند و گردن زدند

می لاله گون از بت سرنگون           /    روان همچنان کز بت کشته خون

خم ابستن خمر نه ماهه بود         /    در آن فتنه دختر بینداخت زود

شکم تا به نافش دریدند مشک      /    قدح را بر او چشم خونی پر اشک"


+ نوشته شده توسط پویا در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت 17:30 |

دل زاهدان ربودند و قرار پارسایان

همه شاهدان به مقعد تو به مقعد و زبانی‌

+ نوشته شده توسط پویا در جمعه شانزدهم اسفند 1387 و ساعت 15:46 |