این شعر رو فقط باید به عنوان یک نظم بی نظیر و سهل و ممتنع خوند و لذت برد:
" بفرمود و در هم شکستند خورد / مبدل شد آن عیش صافی به درد
شکستند چنگ و گسستند رود / به در کرد گوینده از سر سرود
به میخانه در سنگ بردن زدند / کدو را نشاندند و گردن زدند
می لاله گون از بت سرنگون / روان همچنان کز بت کشته خون
خم ابستن خمر نه ماهه بود / در آن فتنه دختر بینداخت زود
شکم تا به نافش دریدند مشک / قدح را بر او چشم خونی پر اشک"
+ نوشته شده توسط پویا در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت
17:30 |

